دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی
نه اینکه فکر کنید چشم خواجه را دور دیده باشم، نه!
خودشان رخصت دادند از محضر شیخ هم گه گاه مستفیض شویم. حتی گفتند که حق بزرگتری به گردنمان دارند. ولی نفهمیدم چرا موقع رفتن زیر لب میخواند:
بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است
ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
به هر حال این هم مجلس شیخ و قوت امشب ما:
